رهبری به کمک نقشه ذهنی

مدیران خوب مدیرانی هستند که بتوانند تفاوت بین گروه کاری موفق و گروه کاری ناموفق را تشخیص دهند.به همین خاطر است که مدیران برگزیده باید با مهارتی بیش از آنکه افراد زیردستشان را با آن اداره می‏کنند، خودشان را اداره کنند.«نقشه های ذهن» و«مکانیسم موفقیّت» کلیدهای به هم پیوسته ای هستند که به مهارت‏های شما برای رهبری و هدایت کردن گروه کاری خود به سوی موفقیّت می پردازند.

ازخودتان شروع کنید.

قبل از اینکه نگاه نزدیک تری را به نیروهای تغییرساز یک رهبری خوب بیاندازیم پرسش های زیر را از خودتان بپرسید:
• به نظر شما یک رهبر خوب چه شرایطی دارد؟
• فکر می کنید خودتان چگونه مدیری هستید؟
• آیا فکر می کنید گروه کاری شما قابلیت سرمشق شدن را دارند؟
• کدامیک از مدیرانتان درگذشته و حال مورد تقدیر شما بوده اند و چرا؟
• درهنگام مواجه شدن گروه با بحران چگونه عمل می کنید؟
• آیا گروه خودتان را به ایجاد شفافیت و برقراری ارتباط تشویق می کنید؟
• آیا شما درتحسین کردن سریعتر عمل می کنید یا درانتقاد کردن؟

شناخت خود یا به عبارت دیگر شناخت نقطه ضعف ها و نقطه قوّت های خود کلید رهبر واقعی شدن است.

شرایط یک مدیر خوب چیست؟

۱ـ یک تصویر مرکزی مرتبط با تیم کاری که آن را اداره می کنید بکشید.
۲ـ سپس شاخه های اصلی را رسم کنید و بر روی آنها آنچه را که فکر می کنید اصولی کلیدی برای یک مدیرخوب شدن است بنویسید.مثلاً اینکه چه کسی و چه چیزی را باید مدیریت کنید؟یکی از این شاخه ها بایستی شامل خودتان باشد.
۳ـ درحالی که تا آنجا که مورد نیاز است شاخه های فرعی اضافه می کنید شاخه های اصلی خود را مورد بررسی بیشتر قرار داده و نقشه خودتان را گسترده کنید.مثلاً:چه جنبه ای از خودتان را باید خودشما اداره کنید؟کاری را که دارید؟یا اطلاعات شما درباره مشتریان،کارکنان و محصول را؟آیا باید مهارت های خودتان را مدیریت کنید و سعی کنید این مهارت ها را مطابق با آخرین تحولاتی که در بازار روی می دهد جدید نگه دارید؟
۴ـ این نقشه ذهن را به همراه خودتان داشته باشید و همین طور که به پیش می روید و درباره رهبری خوب گروه ایده های تازه ای را جمع آوری می کنید این نقشه ذهن را هم بیشتر گسترش بدهید.

اولویت اول شما برای رهبری یک گروه، توانایی شما در اداره کردن خودتان است:شما باید یک استاندارد را برای گروهتان تنظیم ومعرّفی کنید و برای انجام این کار باید:
 زمان،برنامه ها و کارهای خود را سازماندهی کنید(برنامه ریزی).
 درباره اولویت خودتان آگاهی کسب کنید که آیا این اولویت مربوط به شرکت،گروه کاری،مشتری،بازار و یا نوع محصولی است که تولید می کنید(آگاهی).
 همیشه به دنبال کسب مهارت باشید و سیستم های خودتان را ارتقاء دهید(مهارت).
 مواظب سلامتی و آمادگی جسمانی خودتان باشید و میزان فشارهای عصلی را به حداقل برسانید.

برای هفته، ماه یا سال جاری که برنامه ریزی کنید درهر صورت نقشه های ذهن به شما اجازه می دهند تا زندگی خود را به گونه ای سامان بدهید که بدون هیچگونه فشارعصبی و یا اختلالی به بهترین مراتب برنامه ریزی دست یابید.اگر در برنامه ریزی ضعیف باشید فضای انتقادآمیزی را ایجاد خواهید کرد که نه تنها پر تنش و نگران کننده است بلکه شما را به سمت داشتن خلاقیت درکار نیز هدایت نخواهد کرد. اگر چنین باشید که برای زمان خود یک نقشه ذهن درست کنید ولی هنوز قادر نباشید که چیزها را درآن نقشه قرار بدهید به احتمال زیاد نشان دهندۀ این است که هنوز واگذار کردن و سپردن کارها به دیگران را نیاموخته اید.هرچند که آنها اگر نگوییم بهتر، حداقل کارها را مثل خودتان می توانند انجام دهند.این درس با ارزشی است که باید آن را یادگرفت.
اطّلاعات
برای اینکه مدیری ممتاز باشید باید بتوانید اطلاعات و حقایق مربوط به کار خودتان را به راحتی جذب و درک کنید. هنگامی که می خواهید تصمیم های خلاقی را بگیرید هرچه حقایق بیشتری را در دسترس خودتان داشته باشید مغزتان اطلاعات بیشتری را دراختیار خواهد داشت تا آنها را بکارگیرد و راه حلی را نشان بدهد. همچنین آگاهی در مورد جزئیات مشتریان می تواند مزیت های زیادی برایتان داشته باشد.
مهارت ها
همیشه به دنبال ارتقاء دادن پایه مهارت های خودتان باشید چون با این عمل احتمال وسعت دادن به افق‏های دیدتان زیادتر شده و از شما رهبر بهتری خواهد ساخت.از نقشه های ذهن به طور منظم برای بازبینی کردن سیستم های کاری خود استفاده کنید و آنها را از این نظر که قابلیّت ارتقاء دادن دارند یا نه مورد بررسی قرار دهید. همیشه رمزکاری شما این باشد که بدنبال فرصت هایی هستند که بازدهی شما و گروهتان را ارتقاء دهد.بهترین رهبران آنهایی هستند که همیشه عرصه های ارتقاء و عمل برای بهبودبخشیدن کارشان را نشانه می‏گیرند.
سلامتی
یک رهبرتا آنجا که امکان دارد باید از نظرجسمی سالم و متناسب باشد.مدیران در بسیاری از مواقع گریزی را از کار به نیازهای شخصی خودشان می زنند.مثلاً ممکن است که بعد از انجام دادن کار زیاد زحمت استراحتی مختصر و یا خوردن چیزی در حد معقول به خود نداده و به جای آن در زمانی کوتاه سیگاری بکشند یا نوشیدنی را بنوشند تا با تنشی که به خاطر مهارت های ضعیف سازماندهی آنها درکار ایجاد شده است مبارزه کنند. درحقیقت، هنگامی که درحال تهیه نقشه ذهن برای وقت خود هستید باید مطمئن باشید که در این نقشه جایی را برای پرداختن به نیازهای خودتان هم اختصاص داده اید.اهمیّت برقرار کردن یک تعادل بین کار و زندگی و نحوه ایجاد کردن آن به طور مشروح در فصل هشتم تحت عنوان«راه حل هایی برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی پیدا کنید» مورد بحث قرار گرفته است. دراینجا کافی است بگوییم که اگر بتوانید کار و زندگی را هرکدام درجای خودش حفظ کنید و دور از کار، از زمانی راحت و جدی لذّت ببرید احتمال بیشتری وجود دارد که از خود رهبر بهتری را بسازید.
رهبری گروه کاری
یک گروه کاری مجموعه ای از افراد است که برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم کار می کنند.این تعریفی ساده است اما همانگونه که در داستان المپیک که در زیر آمده است بیان می کند همیشه در عمل هم به این سادگی نیست. گروه کاری بدون داشتن رهبر خوب اغلب شناخت خودش را از دست داده و شکست آن شروع می شود.آنچه که گروه کاری شما را به انجام دادن کار به طور دسته جمعی تشویق می‏کند شبیه به روش انجام دادن یک مصاحبه خوب است که دارای این مشخصات است:
• به یک اندازه گوش کنید و حرف بزنید؛
• به افراد و ایده های آنان اظهار علاقه کنید؛
• تصویری روشن از جایگاه خود و از آن چیزی که گروه کاری شما و مجموعه شرکت با هم به سمت آن درحال حرکت هستند داشته باشید.
نقشه های ذهن به گروه کاری شما کمک می کند تا به راهی که در پیش دارند بپردازند و با بینشی خلاق، مشارکتی و توأم با تخیل با شما متّحد شوند

درباره نویسنده

هدف ذهن من تدوین، تولید و به اشتراک گذاری مطالب تخصصی در حوزه نقشه ذهنی است ... دنیای درون من، ذهن من

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *