نقشه ذهنی در سخنرانی

سلام بر همراهان سایت ذهن من
داشتم بررسی می کردم که یک متن یا فیلمی تهیه کنم در خصوص سخنرانی و کمک گرفتن از نقشه ذهنی در ارائه مطالب بهتر که به صورت اتفاقی برخوردم به مطلب تهیه شده جناب آقای بهرامپور که دورادور خدمت ایشون ارادت دارم و از شاگردان استاد بقوسیان هستند. دیدم مطلب ایشون اونقدر کامل هست که نیازی به تهیه دوباره آن نیست. امیدورام برای دوستانی که نگران نحوه ارائه مطالبشون هستند قابل استفاده باشد …

متن ویدیو فواید استفاده از MindMap
به نقشه ذهنی یا دست نوشته سخنرانی MindMap می گویند.
اولین نکته این است که ما اصلاً چرا باید از یک دست نوشته استفاده کنیم.
دلیلش چیست؟
بسیار بسیار واضح است…
اولاً اینکه صحبت مان را فراموش نکنیم.
همون طور الان احتمالاً روی MindMap دارید می بینید من روی شاخه اول نوشتم. چرا؟
اولین مورد فراموشی است.
معمولاً به این صورت است: چی می خواستم بگویم؟! صحبت از دستمان می رود.
و دست نوشته اشتباه هم دقیقاً مثل دست نوشته نداشتن است…
یک اشتباه بزرگی که برخی انجام می دهند این است که می گویند ما اصلاً نیازی به MindMap نداریم!
یکی از دوستان عزیز من که مدرس حافظه است و حافظه فوق العاده ای دارد و به دیگران آموزش می دهد که چطور حافظه خوبی داشته باشیم، با هم ضبط داشتیم.
یک برنامه می شود گفت که تلویزیونی بود و داشتیم با هم ضبط می کردیم و یادش رفت!
جلوی دوربین یادش رفت!
من ده بار بهش گفتم دست نوشته داشته باش گفت کار ما حافظه است!
یادش رفت! چرا؟!
داستانش کمی طولانی است ولی خلاصه خلاصه اش این می شود:
دوپامین ترشحش آنقدر در مغز زیاد می شود که عملیاتش مختل می شود و نمی توانید چیزی را به یاد بیاورید.
توان مغزمان به شدت کاهش پیدا می کند.
پس اصلاً به حافظه نباید اعتماد کنیم.
و اوایل کار دست نوشته خیلی طولانی تر می شود، خیلی مفصل تر می شود.
هر چه قدر حرفه ای تر می شویم ، هوش کلامی ما زیادتر می شود و دست نوشتمان می تواند خلاصه تر باشد.
می توانیم در عرض سه ساعت از یک کاغذ آچار این شکلی استفاده کنیم. بلکه کمتر!
پس اولین دلیل فراموشی است.
ما به هیچ عنوان به حافظه مان اعتماد نمی کنیم و جلوی این فراموشی را می گیریم، خیال مان راحت است.
همین باعث می شود ترس از سخنرانی مان خیلی کمتر بشود. چرا؟
چون مطمئن هستید که فراموش نمی کنید.
یکی از دغدغه های اصلی هم همین است.
دومین مورد یک پارچگی است.
یعنی چی؟
دیگر از این شاخه به آن شاخه نمی پریم.
معمولاً افراد به این صورت هستند:
ده تا مطلب می نویسند و می آیند راجع به این ده تا بدون ترتیب مشخص صحبت می کنند!
این دیگر کاملاً جلوی این مشکل را می گیرد.
یک ترتیب کاملاً مشخص و منسجمی وجود دارد که ما می توانیم استفاده کنیم.
بسیار بسیار عالی است!
سومین مورد آسودگی است.
منظور از آسودگی از چه نظر است؟
ما یک نگاه کلی به بحث داریم. من الان در یک نگاه کلی صحبتم را می بینم.
می دانم چه می خواهم بگویم و چه نمی خواهم بگویم.
دیگر نگران نیستم جا می ماند.
من الان چند درصد از صحبت را رفتم… چه قدرش را گفتم.. چه قدرش مانده است….
همه این ها دیگر واضح و مشخص می شود و اصلاً دیگر جای نگرانی وجود ندارد.
و آخریش هم کم شدن استرس است.

درباره نویسنده

هدف ذهن من تدوین، تولید و به اشتراک گذاری مطالب تخصصی در حوزه نقشه ذهنی است ... دنیای درون من، ذهن من

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *